بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )
17
عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )
ناخدا جواب داد : شما بايد بدانيد كه كليهء مسافرين و بازرگانان هميشه به مخاطرات و بلايائى دچار مىشوند كه اين حادثه پيش آن خيلى سهل و ناچيز است ، گذشته از آن ما ناخدايان وظيفهدار مىباشيم كه كشتى خود را تا زمانى كه باقى است و به حادثهء شومى دچار نشده است هيچگاه در معرض خطر قرار ندهيم زيرا ما گروه رانندگان كشتى از روزى كه قدم در كشتى گذاشتهايم رشتهء حيات ما و مقدرات ما به مقدرات كشتى بسته شده است ، زندهايم تا كشتى سلامت است ، و مىميريم هنگامى كه كشتى نابود شود . پس صبر و شكيبائى داشته باشيد و خود را به خداوند بادها و درياها بسپاريد تا هرچه ميل و رضاى اوست دربارهء ما رفتار كند . همين كه اين سخنان را از ناخدا شنيدند و از انجام درخواست خود مأيوس گشتند بناى گريه و زارى و شيون گذاردند ، چنان هنگامهاى برپا شد كه فرمانهاى ناخدا براى عمليات نجات و بستن و بازكردن طنابها به گوش هيچيك از ملوانان كشتى نمىرسيد ، تلاطم دريا و غرش امواج و نفير باد و طوفان كه در بادبانهاى كشتى پيچيده بود و بدتر از همه شيون و هياهوى مردم نمىگذاشت كه ملوانان فرمان ناخدا را شنيده به نجات كشتى قيام كنند ، اين اوضاع و زمام گسيختگى مردم و از كار افتادن اسباب و ابزار كشتى علاوه بر خطرات طوفان باعث ديگرى براى غرق كشتى شده بود . پيرمردى مسلمان از اهالى قادسيه اسپانيا در كشتى بود ، اين مرد هنگام به راه افتادن كشتى و سوار شدن مسافران در ميان ازدحام مردم و بدون اينكه ناخداى كشتى بداند خود را در كشتى انداخته بود و از بيم اينكه مبادا مورد مؤاخذه قرار گيرد تمام مدت را در گوشهاى دور از انظار مىزيست چون اوضاع كشتى را بدين منوال ديد و مشاهده كرد كه مردم